مهمونی ماه رمضون

دفه اول که دعوتمون کردن بریم خونشون خیلی ذوق زده بودمنیشخند

آخه خیلی کنجکاو بودم خونشونو و اینارو ببینمخیال باطل

داشتم تصمیم میگرفتم که چی بپوشم که یهو بابام ضایم کردخنثی

گفت: "تو کجا؟؟کسی تورو نمیبره..فقط من و مامان میریم"

هیچی دیگه منم مث بچه آدم نشستم سرجامقهر

اما امروز بهم گفت قراره ماه رمضون افطاری دعوت شید خونه ما!!نیشخند

ایندفه دیگه حتما میرم...خب چرا نرم؟؟ما که بله رو دادیم و حتی مهریه و شیربها هم تعیین شده ..برم مگه نه؟؟سوال

نمیدونم چی بپوشم...

از الان نگرانم...باید خیلی شیک و مجلسی لباس بپوشم..مثل عروساعینک

این عکسو تو مشهد گرفتم..البته اونجا چادر سر کرده بودم..

این مجلسی ترین مانتومه...خودم که نظرم رو اینه

اگه خوب نیست برم بخرم...ها؟؟متفکر


 

باهاش شال چه رنگی ست کنم؟؟

کیف که باید بخرم...چون همه کیفام مناسبه دانشگاهه و اسپرتآخ

/ 36 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیارا

از زبان یک درد کشیده ....حقیقت..... در کمر پدرمان بودیم جایمان خوب بود.....سالها پیش شبی که پدر جوان بود و مادر جوان تر ثانیه ها نیمه شب را نشان میداد..........و وقت خوابیدن کنار هم عشوه ای برپا شد ما از کمر پدر انتقال یافتیم به شکم مادر... ما به گوش خودمان شنیدیم که فنرهای تخت راضی نبودند از این سفر..نه ماه ما به هر دری کوبیدیم در شکم مادر که بی خیال ما شوید نشد ...به دنیا امدیم که ای کاش سرزا رفته بودیم حالا هر روز هزار بار به خودمان میگوییم ای کاش در ان خود ارضایی های دوران بلوغ پدر نوبت ما بود که به دستمال کاغذی امیخته میشدیم ودر سطل اشغال می افتادیم که ان دستمال کاغذی شرف داشت به این دنیای کاغذی........

Xanyar MM

منم سوال صفورا رو دارم.مهریت چقدره؟؟؟؟؟ راستی دست چپت چرا اینجوریه تو عکس؟؟؟؟

آسیه

مانتوی روشن بپوش حتما دخترونه هم باشه حتما! لازم نیس مجلسی باشه مانتو مشکی اونم تو همچی مراسمی زیاد خوب نیس[ماچ] ایشالا خوشبخت شی عشقم[بغل]

آسیه(سراب)

من ک چیزی ندیدم ک بخوام نظر بدم ایشالا خوش بگذره و همه چیز خوب پیش بره

عسل

عکس گذاشته بودین؟ برداشتین؟ حیف شد من ندیدم

آسیه(سراب)

من خودمم چندین بار خوندمش![قلب] حس خیلی خوبی ب آدم میده...دلت قرص میشه ک خدا هواتو داره...

آسیه ( سراب)

آره .واسه هر کدوممون ممکنه این اتفاق بیفته ک از خدا دور شیم و بچسبیم ب چیزای دیگه ک آرامش بگیریم اما ته تهش میفهمیم ب جز خدا ب اون آرامش درونی و همیشگی نمیرسیم

ترنم

آخ جون خبرای خوب عروسی...........بسلامتی

Saba

وااا يوقت هول نشى ها.باسر نرى تو.بذار يكن بگذره اول بزرگترا. بعدم خيلى مجلسى نپوش كه توقعات بالا نره خواهر جان