افطاری خونه نامزدم..

جمــــعه 27 تیر..افطاری خونه نامزدم اینا..

ساعت هفت و نیم بود رسیدیم اونجا....

سلام و احوالپرسی..نشستیم رو مبل..

نامزدم یه شلوار مشکی کتان با یه پیراهن مشکی که ساده نبود طرح داشت پوشیده بود...خیلی خوش تیپ شده بود..شایدم هرچی میپوشه به چشم من خوش تیپ میادمتفکر

 

تا افطار حرف زیادی زده نشد...

سفره افطار پهن کردن...نامزدم چون فقط یه خواهر کوچولو داره خودشم داشت کمک میکرد..

سفره خیلی خوبی بود ..همه چیز با سلیقه و خوشگل..

بعدش منم کمک کردم سفره جمع کردیم...مژه

مامانش همش میگفت عزیزم تو بشین ...

یکم نشستیم و حرف و اینا زدیم...دیگه صمیمی شده بودیم..

مامانش چون شاغله و سرش شلوغه شام از بیرون گرفته بودن..

خلاصه بعد شام هم میوه و اینا.....

ساعت یازده و نیم بود اومدیم...

+تاریخ عقدمون مشخص شد تولد امام رضا نیمه شهریور...

+نامزدم بعش خیلی ازم تعریف کرد گفت خیلی ناز شده بودی و اینا..خجالت

+مامانش اینا بعدا بهش گفتم من خیلی خوشگلم و قدم بلنده و خوش

تیپم و اینا...خیال باطل

+نامزدم همیشه  میگفت یه ماهی دارم اسم تورو روش گذاشتم ...منم خیلی مشتاق بودم این ماهیه رو ببینم..خلاصه دیشب دیدمش..خیلی زشت بودسبز

بهش میگم چرا اسم منو گذاشتی روش این زشته من خوشگلم..عصبانی

میگه زشته ولی با نمکه من دوسش دارم..اصن هرچی رو که دوست داشته باشم اسم تورو روش میذارم!!تعجب

 

 

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفورا♥

[نیشخند][نیشخند][نیشخند]منو بگیر دارم غش میکنم ...آخه از دیشب با خودم عهد کردم تا شب عروسیه تو لب به عذا نزنم [نیشخند][نیشخند][زبان][دروغگو]

zeynab

comentam barat nayumade??[متفکر]

mm

اپم بهم سر بزن راسی ازدواج کنی وبلاگرو جم میکنی نه

zeynab

[چشمک] tnq! rasti aji j soali k too webam kardio dadam[نیشخند][خجالت]

زهرا

ميگم با من دوست ميشيد لطفا

آسیه

ایول مهمونی!!!!!! خدا رو شکر که همه چی خوب داره پیش میره منظورم تاریخه عقده خیلی واست خوشحالم عزیزه دلم♥ اون ماهیه هم خیلی خوب بود یه کلی خندیدم من که میام تهران واسه مراسمه تو خطاب به مهشید:مهشید جون از الان به فکره لباس باش یه روز مونده به جشن میام دنبالت با ماشین میریم تهران چیه سارا؟؟؟؟چرا ترسیدی؟؟؟خونه شما نمیایم شب فقط مهمونیو میایم[زبان]

مهشيد

خانومي شوخي كردم انشاالله كه خوشبخت شي خانومي [قلب]

مهشيد

خيلي خب ميشد اگه ميشد ولي حيف كه نميشه ... ( شعر گفتم [نیشخند] ) [افسوس]

میناخانم

خخخخخخخخخ ماهی خیلی باحال بود[قهقهه] خو بده همش ب یادته

ترنم

ماهی[قهقهه]...ینی من موندم تو فوران احساس این نامزد شما...خیلی با حال بود....خیلی فاز میده وقتی مادر شوهر از عروسش تعریف میکنه