نتم قط بود...

نتم چند روزی بود قط بود...درست شد خداروشکر...

دیروز رفتم خرید کردم...

یه بلوز..یه شلوار...یه اسپری...یه جف کفش...یه رژ خیلی خوشرنگ و یه پنکک...

امشب عروسی پسر داییمه ولی تو یه شهر دیگس...من و آجیم نرفتیم...

فردا بعد یه هفته میرم خونه همسری...خیلی ذوق دارم...قلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزی که رفته بودیم آزمایش بدیم برای عقد ..تو کلاسی که گذاشته بودن یه زنه اومده بود...

سی سالش بود یه بچه 4 ساله داشت...برای سومین ازدواجش اومده بود با یه پسر 18 ساله!!!!!تعجب

دوماه پیش اومده بود همون آزمایشگاه با پسر عمش عقد کنه...

عقد کرده بودن یه ماه بعدش فهمیده بود پسره شیشه میکشه طلاق گرفته بود...

الانم داشت با پسر عموی 18 سالش عقد می کرد...

تصمیم داشتن دوماه بعد سریع بچه بیارنتعجب

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سارا ابجی رمز میذاری درس بذار چیه اینی که گذاشتی فقط وارد سورس کد وب بشی رمز گفته راسی سلام خوبی <SCRIPT language="JavaScript"> <!-- var password; var pass1="1212"; password=prompt('لطفا پسورد را وارد کنید.',''); if (password==pass1){alert('پسورد درست است. برای وارد شدن کلیک کنید.');} else{window.location="";} //--> </SCRIPT>

فاطمه

سلام.عیدت مبارک[ماچ][گل][ماچ][گل]

امین

اوهوق اعتماد به سقفو ایشالا خوشبخت بشی و یه عروس خوب برا خودت انتخاب کنی[نیشخند]

آنید

خوبی عزیزم

َAhmad

سلام مبارک باشه خریداتون

maryam

سلام عزیزم.. مبارک باشه خانوم خانوماااا... [ماچ] برات ارزوی خوبیاااا و شادیااااای فراوووون کنار عشقت دارم...[قلب] واقعا؟؟؟!!!![تعجب][سوال] یه وقت کمبود شوهر پیدا نکنه...[نیشخند]

صفورا

وای سارا ! دلم خییل بات تنگولیده بود !!!

امین

با احساسات لطیفم بازی کردن[وحشتناک][گریه]

صفورا

[نیشخند][نیشخند][نیشخند]بووووووووووس