من این روزها

فهمیدم که ازدواج کردن از اونی که من فکر میکردم سخت تره

مخصوصا که خانواده ها هم وسط هستن و من باید مادرشوهرم اینارو و هم خانواده خودمو راضی نگه دارم...و مهمتر از همه نامزدمو

کار خیلی سختیه

برای من که تا الان یک دختر نازنازی و لوس بودم که فقط درس خوندم

هیچی هم بلد نیستم

همیشه تو تصمیم هام خودمو درنظر میگرفتم ..حالا خیلی سخته تصمیمم با نظر شوهرم و مادرشوهرم اینا و خانواده خودم همسو باشه

باید قبل از انجام هر کاری و قبل از حرف زدن عواقبش رو کاملا درنظر بگیرم

تا الان که گند زدم...

امیدوارم وضعیت بهتر بشه

راستی از شنبه میرم سر کار

/ 49 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amin

چقدم عروسمون خجالتیه

صفورا

عیب نداره تو دختری استاد نمرتو میده [خنثی][خنثی][خنثی]

یاسمن

بعععععععله خانومی......فک کردی به این آسونیاست؟!حالا موووووووونده. ولی امیدوارم همیشه تو کارات موفق بشی.

Saba

ايشالا كه همه چي درست ميشه!!!!

اره خب پشیمونه دیگه،البته واسه خودم اینکارو کرد چون کنکور دارم ،راستی تو وبم گفتم مخاطب خاص ندارم امیدوارم بد برداشت نکرده باشی[لبخند]

ساله دیگه کنکور دارم.ممنونم[لبخند][گل]

رشتم ریاضی اره دارم میخونم امیدوارم دانشگاه سراسری قبول شم ولی خیلی استرس دارم

میترسم تلاش کنم ولی قبول نشم خوب ... افرین به شما، تبریک میگم[لبخند][گل]

توکل بر خدا،خوشحال شدم باهاتون حرف زدم عزیزم[لبخند]