بی اعصاب...

عاغا من دیشب شیفت بودم...اوووووووووف سروکله زدن با مریضا و همراهاشون خیلی حوصله بره...

انگار زبون آدمیزاد نمی فهمن...مریضن حالشون بده نگرانن باید درکشون کرد اینا درست اما دیگه نفهم که نیستن..

دیشب نصفه شبی دعوا شد تو بخش..

بعد میگن پرستارا مهربون نیستن...آخه یه ذره که به روی مریض و همراهش بخندی پررو میشه سریع..

تو بخش باید اینجوری باشی

ده صب رسیدم خونه بیهوش شدم تا 2 ظهر..

4باز بیهوش شدم تا 7 عصررررر...

فردا عصر کارم...جمعه باز شب کار..

مامان و بابام تا جمعه نیستن...مُردم از بس فست فود کوفت کردم{#emotions_dlg.e6}

 


 

 

/ 31 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

بابا بی اعصاب بیا وبم پست اولیو بخون بعد برو حداقل نامردی نشه[نیشخند]

امین

دختر بد معلوم هست تو کجایی؟؟؟[عصبانی]

مهدی

سلام.نمیخوام بی احترامی کنم ولی هر بیمارستانی رفتم پرستارا میخوان پاچه آدم رو بگیرن .خیلی میترسم ازشون.منظورم با شما نبود .شما با اون نفهما که نمیفهمن عصابتون خورد میشه.درک میکونم.خخخخخخخخخخخخخ

Ahmad

سلام خسته نباشید

آیسان

مهن دوس دارم پزشکی قبول شم البته روانپزشکی رو خیلی دوس دارم اما کلا از پزشکی خوشم میاد باحاله به نظرم ولی دکتر اطفالو خیلی دوسش دارم !!![خجالت]

maryam

خسته نباشی خانوم پرستار...[عینک][قلب]

مهدی

ینی سلام بدم قشنگ صحبت میکنن.نمیزنن منو آیااااااا

mohadese

سلام.وبت عالیه.خوشحال میشم به وب منم سر بزنی. موفق باشید[گل][گل][گل]

دیانا

آخییییییییییییییییییییی سوسیس نخور من ی بار خریدم توش کرم بود [سبز]