سردرد...

دیشب شیفت بودم اورژانس نیرو کم داشت من باید میرفتم اونجا...

وحشتناک بود فقط ساعت 1 تا 2 خوابیدم..

به شدت شلوغ بود تا صب سرپا بودم ....

مریضا همه بدحال...یه مرده رو تو پارک پیدا کرده بودن Over dose کرده بود تا صب تشنج میکرد..دست و پاشو بستن به تخت هوشیاری نداشت ..انقد تکون میخورد همه لباساش پاره شده بود...حالا من رفتم داروشو بزنم براش ..این تکون میخورد من سکته میزدم...

یکی بود از ارتفاع 13 متری افتاده بود پودر شده بود..سکته داشتیم تصادفی و...

بالاخره هرطور بود ساعت شد 7 صب و من از اورژانس اومدم بیرون رفتم بخش خودمون تو اتاق rest گرفتم خوابیدم (در حقیقت مُــــــردم) تا 11...بعد با نامزد رفتیم ناهار خوردیم و رفتیم براش کت و شلوار و کفش خریدیم...

کت و شلوار خیلی بهش میادخیال باطلقلب

+2شنبه نامزد اینا میان خونمون برام انگشتر میارن

+بابام میگه حالا فعلا عقد نکنید از اونور هم نامزد میگه حتما 5شنبه باید عقد کنیم خلاصه اعصاب نمونده برام...با بابام کلی بحث کردم ..دعا کنید همه چی درست شه بخدا سر درد دارم

+اینم من 3 نصفه شب درحال شیفت

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

راستی الانم همین کالجو پوشیدم عکسو بدم خدمتت؟؟؟

دخترکه روستایی

اورژانس خعلی سخته اصن[نگران] ادم روحیش داغون مره ب کل... راسی شما چی رشته ای خوندین عایا؟؟ امید وارم زود تر حالتون خوب بره ه ه[فرشته]

راحیل

خسته نباشی عزیزم چقدر از اورژانس بدم میاد زیاد سخت نگیر بیخیال رها کن بذار هر تاریخی که میشه بشه هیچوقت نه طرف همسر رو بگیر نه پدر بگو خودتون میدونین

نگین

عروسی مارو هم دعوت میکنی داداش؟[نیشخند]

صفورا

[خنثی][خنثی][خنثی]چ شده ای یار گرام ؟

رها

[لبخند]خسته نباشی دخترم[نیشخند] کی عقد میکنی شیرینی میدی؟

صفورا

حیف ...[قهر] ما که عروسی دعوت نیستیم .. [قهر]

صفورا

هه ایول یه ختر 12 ساله صاب مجلسه بچه پرو هم خودتی ...[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

آنید

عزیزم من که همیشه به یادت هستم ابزار ارتباطاتم مشکل دارند تقصیر من نیست

مهران

جیییییییییییییییییییییییییییییییییگر طلامی