اولین بوسه

همیشه توی رمان ها یا فیلم ها صحنه های عاشقانه ای هست که آدم از خودش می پرسه آیا واقعا اینجور عشق ها حقیقت داره؟

برای من یه همچین صحنه ای که رویایی و خاص باشه اتفاق افتاد..

اردیبهشت ماه بود...یه روز جمعه خانواده نامزدم اومده بودن خونمون برای صحبت های بیشتر و این حرفا..

مامانش به بابام گفت اگر اجازه بدین دخترو پسر برن تو اتاق حرفاشونو بزنن..

(دیگه بیچاره نمیدونست ما دوسال و نیمه باهمیم و حرفی نمونده)

مامانم به من گفت برم تو اتاق...منم رفتم تو نشستم..

چندلحظه بعد نامزدم اومد تو و در رو بست..نشست کنارم..

اولین بار بود که باهاش یه جای بسته تنها بودم..همیشه تو رستوران..کافی شاپ و پارک و سینما و اینجور جاها بودیم..

هردوتامون ساکت بودیم ..من یکم خجالت می کشیدم و قلبم هم تند تند می زد..

داشتم نگاش میکردم شلوارشو پیرهنشو گردنشو صورتش..

بنظرم جذاب تر از همیشه بود با اون تیپه مردونه...خب همیشه اسپرت بود قبلنا

همونجور که نگاش میکردم یهو خم شد جلوی صورتم و بوسم کرد...!!!!!!!

انگار که یه لحظه نفسم بند اومد..یه حس هیجان شدید تو تنم پیچید..

داغه داغ شده بودم اصن..

حس میکردم هرکی نگام کنه میفهمه!!

اولین بوسه بود از اولین عشقم..

دیگه جرات نکردم حتی نگاش کنم..منی که همیشه با بلبل زبونی هام و پررو بازی هام سرشو درد می آوردم لال شده بودم..

یکم که نشستیم و هیجانمون فروکش کرد گفت بریم

پا شدیم و رفتیم پیش بقیه..

این شد مثلا صحبت کردنمون..!!

++بعد از اون یک باره دیگه هم منو بوسید که جریانشو براتون می نویسم..

 

/ 37 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفورا

ایوااااااااااااااااااا[خجالت][خجالت][خجالت][خجالت] خجالتم میدی !!!!!!!!!!![خجالت][ماچ]

مجتبی

همونجور که نگاش میکردم یهو خم شد جلوی صورتم و بوسم کرد منظور از جلو صورت کدام گزینه هست؟ 1 دماغ 2 پیشونی 3 لپ 4 لب 5 اومده پاشه بره با صورت رفته تو صورتت 6 گزینه 5 صحیح است [نیشخند]

مجتبی

حالا بیا این یکی کامنت یکم چرخ بزنیم ببینم چی کارا کردی اسم شوشوت بقول هنگامه خانوم چی هس

مجتبی

پس گزینه 6 درست هست

مجتبی

انقدر رفرش زدم نت پوکید سریع جواب بده هیچ نشده گفتم بیام این یکی پست حرف بزنم چی کارا میکنی الان درس تموم یا نه کار که دیدیم تمومش کردی عجب فکرشم نمیکردم بایم پست بعدی ببینم توشتی از کار برکنار شدی

مجتبی

مبارک باشه کارت دعوت یادت نره ها 7 تا کارت بده تا دوستام هم دعوت کنم اوید سارا اوا و چند نفر دیگه

مجتبی

شوشوت یعنی شوهر همسر اقاتون

مجتبی

چت امین درست شد بیا

دخترقوی

جدی میگی[تعجب] مردما یک ماه با هم دوستن همه کثافت کاریا باهمدیگه میکنند حالا شما دو ونیم سال باهم بودین؟خیلی خوبه[گل]

آیسان

اخی عزیزم ترسیده بودی پس[نیشخند] بهترینهارو برات ارزو دارم عسلم راستی خیلی خوبه ک دو نیم سال همو میشناختین