مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

دیروز با نامزد رفتیم درکه...

صب 8 بیدارشدم و اماده شدم و رفتم پیشش...

وسایل آورده بود خودمون جوجه کباب کنیم...

خلاصه رفتیم بالا و یه جای دنج نشستیم و آتیش روشن کردیم

من نشسته بودم اوشون جوجه کباب میکرد...خیلی حال میدادنیشخند

کنارش خیلی آرامش میگیرم اصن حالم خوب میشه...

یه چند ساعتی بالا بودیم بعدش اومدیم پایین تر و رفتیم قلیون بکشیم..البته من زیاد نکشیدم..

اونجا هم یه دوساعتی نشستیم و اومدیم پایین..

ساعت هشت بود رسیدم خونه..

+نامزد یه جمله باحال گفت: کاش من همه بودم و از زبان همه شکر می کردم

+تاریخ عقد تغییر کرد..هفته اول شهریور عقد میکنیم احتمالا پنجم..

+بعد عقد وب برای همیشه حذف میشه و حتی نمی تونم بهتون سر بزنم

لطفا نظر نذارید که نبند و این حرفا چون حتما حذفش میکنم

+دوستای خوب و مهربونم واقعا دوستتون دارم اما خواهش میکنم مجازی بمونید ..نمیخوام هیچ کدومتون واقعی بشید

 

بعدا نوشت: راستی یادتونه آزمایش داده بودم؟ جوابش اومد همه چی حله مشکلی ندارم کم خونم نیستم هموگلوبولینم 13.5 هستش


برچسب‌ها:
+ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٥ ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط ُُS نظرات ()